اون و این
ديدنيهاي ناديد
شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
شب یلدا و ..... ... نظرات() 

نمیدونم چم شده....

امشب مثلا یلداست....همه خوش و سر حالن

امشب ولی من اصلا حالم خوب نیس...هم روحم داغونه...هم ذهنم

امشب ...داداش هم یه فیلم گرفته بود مثلا بشینیم همه باهم نیگاه کنیم...زن دوم....

اولاش نشستم...بعد حالم بد شد....دیدم اگه بخوام این فیلم رو ببینم باید بعدش تا صب ...با بالشم درد دل کنم و ....................گریه

دیدم تو سینمای ما ...همه چیرو یه چی دیگه تفسیر میکنن...

یکی نیست به کار گردان بگه بابا...تو که نمیتونی چیزی رو نشون بدی...چرا پس تو فیلمنامه اصلا میاریش....قضیه هم اینه که دوتا پرنده عاشق..میرن تو زمستونی یه ویلا و...یه کم سر به سر هم میزارن ...بعد جناب کارگردان این دو مرغ عاشق رو...تبدیل به (شرمنده) سگ میکنه...یعنی چی؟ یعنی آقا نمتونستن نشون بدن که این دوتا مرغ عشق با همماچماچ...به جاش دوتا سگ رو نشون میده که.....سبز

یعنی با این کار فاتحه هر چی عشق و عاشقی و عاشق و معشوقیه برد...همه رو یه باره تبدیل کرد به.....سبز

بگذریم....منم پاشدم اومدم تو تنهایی خودم....شاید اینطوری تنهایی اونایی که شب یلداشون با شبهای دیگه هیچ فرقی نداره رو بفهمم...

خوب....

اینم شعر شب یلدا :

هندونه رو بیار قاچ کنم                    لپت رو بده ماچ کنمماچماچ

همیشه شاد باشین و شب و روزتون یلدایی و با خدا

جمعه ٢٩ آذر ۱۳۸٧
مسابقه پرتاب کفش ... نظرات() 

دوست دارین شما هم به بوش لنگه کفش پرت کنین؟

پس اینجا رو ببینین...

http://www.kroma.no/2008/bushgameنیشخند

چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧
عید غدیر مبارک ... نظرات() 

سلام...

این عیدی رو یه بهترین بهم داده....

منم با شما تقسیمش میکنم

سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧
لینک های جالب ... نظرات() 

سلام...

یه سایت بسیار بسیار بسیار زیبا

حتما ببینین...

 

http://muxlim.com( جامعه مجازی مسلمانان)

http://www.islamicdesignhouse.com/app

قلبقلبقلب

شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧
عاشق و معشوق های معروف دنیا ... نظرات() 

اتللو و دزدمونا(عشاق درام ویلیام شکسپیر)

امیر ارسلان وفرخ لقا( عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران)

بهرام و گل اندام(عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران)

بیژن و منیژه( عشاق شاهنامه فردوسی)

پل ویرژینی( عشاق رمان تاریخی برناردن دوسن پیر)

خسرو شیرین( در داستانی از نظامی گنجوی)

رومئو و ژولیت( عشاق درام شکسپیر)

رابعه و بکتاش( از افسانه های اعراب است که به زبان فارسی نیز در آمده است)

زال و رودابه(از شاهنامه فردوسی)

زهره و منوچهر(از دیوان ایرج میرزا)

سلامان و ابسال(از جامی)

سلیمان و ملکه صبا( ازداستان های تورات)

سامسون و دلیله( از داستانهای تورات)

شیرین و خسرو(از امیر خسرو دهلوی)

فرهاد و شیرین(از وحشی بافقی)

کلئوپاترا و ژولیوس سزار و آنتوان( داستان عشق کلئوپاترا ملکه مصر به دو سردار و قیصر روم)

لیلی و مجنون( اصلش عربی بوده ولی در اشعار شعرای فارسی منجمله نظامی و جامی و مکتبی شیرازی نیز آمده است)

مادام پمپادور و لویی شانزدهم پادشاه فرانسه

کاری آنتوانت(زوجه لویی شانزدهم) و کاردینال روهان

ناپلئون و ژوزفین

نورجهان (ایرانی) و جهانگیر(هندی)

وامق و عذرا(در داستانی از عنصری)

ویس و رامین(از فخرالدین اسد گرگانی)

همای و همایون(از خواجوی کرمانی)

یوسف و زلیخا( از جامی و آذر بیگدلی)(قرآن کریم)

من و .........

 

پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧
تست آی کیو 3 ... نظرات() 

لطفا ابتدا سوالات را پاسخ دهید و سپس جواب ها رو ببینین...

خودتون رو هم گول نزنید...

 اما سئوالات !!

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟تعجب

 

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟چشمک

 

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی(ع) برده شد ؟سبز

 

مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟نیشخند

 

مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟عینک

 

مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟متفکر

 

جواب ها

 

 

 

مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."

 

مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)

 

مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)

 

مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.

 

مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.

 

مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید ... " فریب خوردید.

چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧
سفر کرده ... نظرات() 
سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧
نماز شیخ بهایی ... نظرات() 

یه روزی چند تا از علمای بزرگ مسیحی که می خواستن به قولی شیخ بهایی رو تو اثبات اسلام شکست بدن بهش گفتن ما کلیساهایی که می سازیم شاید 1000سال هم سالم و سرپا می مونند و هیچ آسیبی نمی بینن اما مساجد شاما معمولا بعد از چند سال نهایتش صد سال فرسوده میشن و کم کم فرو می ریزن. این دلیل بهتر بودن دین ماست.

شیخ بهایی گفت تو مساجد ما وقتی نام خدا میاد این دیوارها از عظمت خدا نمیتونن تحمل کنن و فرو می ریزن. اگه باورتون نمیشه حاضرم بیام تو یکی از کلیساهای شما دورکعت نماز بخونم ببینید چه به سر کلیساتون میاد. اونا هم قبول کردن.

شیخ با اون چند نفر به کلیسایی که 1000سال عمر داشت رفت و ایستاد به نماز. وقتی گفت «الله اکبر» و خواست نماز رو شروع کنه بلافاصله و با عجله از کلیسا اومد بیرون و ناگهان کلیسایی که صدها سال ابرجا مونده بود یه جا فرو ریخت

 

یکشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٧
تست هوش 2 ... نظرات() 

خوب...تست هوش یا همون آیکیوی 2

چند تا سوأل هست. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده اید؟

سوأل اول : فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.پاسخ: اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم بهتر جواب بدهید
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.


سوأل دوم: اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.جواب: اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟

سوأل سوم: ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید. عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟ .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.جواب :به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.  
مشخصاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!


4-پدره مریم، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono.
اسم پنجمی چیه؟ .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.جواب: Nunu؟


نه! البته که نه. اسم دختر پنجم مریم هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.

باریکلا آی کیوقهقهه

شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧
یعنی میشه یه روزی...... ... نظرات() 

یعنی میشه یه روز چشامونو باز کنیم و ......این چنین چیزی رو ببینیم؟

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنین

البته لازم به ذکره..اسامی نوشته شده..اصلا جنبه سیاسی ندارند.

جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧
آهای ملت ... نظرات() 

خوب عضو بشین دیگه...بابا پدرم در اومد تا فروم باز کردم و درستش کردم...گفتم حتما کلی از بچه ها میان و رونقش میدن....

اونجا هم مال خودتونه....آزاد تر از وبلاگ میتونین بنویسین...عکس بزارین و .......

حس میکنم تهنای تهنامناراحتنگرانگریه

جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧
مخ هسته ای ایرانی(قابل توجه ساچمه) ... نظرات() 

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط ، لطفا !!!

=================

اینم ماجرای دوم

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحانات پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند اما وقتی به شهر خود برگشتند فهمیدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه ؛ امتحان دوشنبه صبح بوده است!! زبان

بنابر این تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنندو علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند آنها به استاد گفتند : ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و ازاو کمک بگیریم به همین دلیل دوشنبه دیروقت به خانه رسیدیم ....  زبان
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها فردا بیایند و امتحان بدهند چهار دانشجوی پینوکیویدروغگو ما روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه ی امتحانی را داد و از آنها خواست تا شروع کنند آنها به اولین سوال نگاه کردند که ۵ نمره داشت و سوال بسیار آسانی بود و به راحتی به آن پاسخ دادندنیشخند

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت برگه پاسخ دهند سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟!!!!!!!!!! قهقهه

پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧
یاد قدیما ... نظرات() 

سلام....

این دفعه میخوام حس نوستالژیک خفنی بهتون وارد کنم......

آهنگ زیر رو دانلود کنین...تا بفهمین چی میگم....

دانلود آهنگ نوستالژیکنیشخند

نظراتتون خیلی برام مهمهقلب

چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧
حال دل ... نظرات() 

سلام....


اگر ازحال دل من جوییاید...باید بگویم بد بارانیستگریه.....چتر برای محافظت همراه ببرید..

 
ملالی نیست جز دوری یار و مشوّش شدن افکار و زجّه دلدار


روز که بر می آید...خاطرم تو را می جوید.....پس آفتاب به سرخی رود......دل طلب رویت کند...
اما حیف که دل و دیده فقط هیچ را میبیند.....


بیشتر وقت گرانت را نگیرم....


دوست داشتی.....به دل ما نیز سفری کن....


شاید شویم یار و دلدار و غمخوار و ......بیدار قلب

 

چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧
خوبی و بدی ... نظرات() 

از بدی هم میشه خوبی ساخت ...نه؟

نظرتون چیه؟

قسمتی از ترانه     مبحث مورد اشاره  
خوشگلا  باید  برقصن . امربه معروف
ای قشنگتر از پریا - تنها تو کوچه نیا نهی از منکر
مثل یک نورکوچولو اومدی و ستاره شدی ... اعجاز
دلم فقط تو رو میخواد ..... تارک الدنیا
برخیز شتربانان بربند کجاوه ..... جهاد
ای  خانوم کجا  کجا ؟ صیغه فضولی
برای روز میلاد تن خود - من آشفته رو تنها نذاری ..... رستاخیز - شفاعت
دارو ندارمو بگیر مال خودت مال چشات . صدقه - انفاق
تو محشری از همه سری ...... ذکر
هر کی یارش خوشگله جاش تو بهشته ..... وعدة الجنت
دلم هوس رطب کرده ...... روزه
یا منو ببر به خونتون یا بیا به خونه ی ما ... جبر و اختیار
تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی حمد القلوب
پری   پری   الهی    وربپری . نفرین
یه یار خوشگلی دارم . شکر زبانی
اگر اون مهندسه ، منم  phd  میگیرم . علم اکتسابی
و به شوق فردا که تو راخواهم دید ، چشم به راه میمانم ..... انتظار فرج
دیگه دوستم نداری ، دیگه دوستم نداری ..... سعه صدر
ما میرم به بندر  سی  هوای یاران . صله ارحام
افسوس که این مزرعه را آب گرفته ....... عذاب الهی
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته ...... الضا لین
من وضو با  نفس خیال تو میگیرم و تو را میخوانم ........ وضو  - طهارت - نماز
میرم از شهر تو و یه کوله بار خاطره ...... هجرت
بابا تو دیگه کی هستی ... دسته شیطونو بستی ذنوب الشیاطین
آره . خودم فداتم .......... شهادت
یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم .... میخوام بیام دستت کنم بیای تو سرنوشتم نکاح - حق الزوجین
یه امشب شب عشقه  .... همین امشبو داریم لیلة القدر
با هم پشت ما کوهه ، نمیترسیم ، نمیافتیم ..... وحدت
خداخدای مستون . خدای می پرستون . به حقه هر چی عشقه ما رو بهم برسون .... دعا
بزن باران که دین را دام کردند ...... تحریف - بدعت
منو با خودت ببر ...... اهدنا صراط المستقیم
من به رفتن قانعم ..... قناعت در طلب
شب تولد عشق دلم رو هدیه دادم .... زکات
دیوونه - دیوونه - دیوونه شو دیوونه استهزاء
یه ماچ دادو دمش گرم . اکرام ایتام
نمره ی بیست کلاسو نمیخوام ...... ایثار
منو تهدید میکنی ، که یه روز از پیشم میری .. کظم غیض - مباهله
بگو منو کم داری بگو . ادعونی استجب لکم

 

سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧
عکس عاشقانه ... نظرات() 

یادتونه ...اوایل راه اندازی بلاگم..از عشقی ما بین دو تا عنکبوت حرف زدم....

اینم یه نمونه دیگه....

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد

 

وبلاگ اخبارجالب

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

وبلاگ اخبار جالب

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

وبلاگ اخبار جالب

 گریهقلبگریهقلب

سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳۸٧
شیطان ... نظرات() 

یه شبی شیطان با قیافه وحشتناکی اومد بالا سر یه جوونی.بهش گفت من «مرگ »هستم.اگه میخوای که از من در امان باشی باید یکی از این سه تا کاری که میگمو بکنی.اول اینکه پدر پیرتو بکشی.یا اینکه سر و سینه خواهرت رو از تنش جدا کنی و سوم اینکه یه دو سه جرعه شراب بخوری.

جوونه کمی از ترس به خودش لرزید و گفت پدر و خواهرمو خیلی دوسشون دارم و نمی تونم باهاشون این کارو بکنم اما حاضرم برای فرار از مرگ کمی شراب بخورم.شیطان قبول کرد.

جوونه کمی شراب خورد و مست لایعقل شد. حالا که مست بود رفت هم پدرش رو کشت و هم سر از تن خواهرش جدا کرد.

خدایا ما رو از شر شیطان ایمنی ببخش. الهی آمین!

یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧
دعوت ... نظرات() 

سلام....

زود بگم...میخوام برم.....

از همه دوستای گلم...چه وبلاگ نویس...و چه ننویس....

رسما....دعوت میکنم به فروم وبلاگیها تشریف بیارید...فروم خودتونه......

اول درخواست میکنم...بعد خواهش...بعد هم...زوریه...باید بیایننیشخند

شوخی کردم....

اونجا....بچه هایی که بلدن بلاگ بنویسن...و قدیمی این کارن....تشریف بیارن و بحث های آموزشی رو در خدمتشون باشیم

اونایی که بلدن..و اونایی که بلد نیستن.....

اونایی که مینویسن...و اونایی که نمینویسن....

اونایی که بلاگ دارن و اونایی که ندارن.....

همتون دعوتین....

خوشحال میشیم اونجا هم حضورتون رو جشن بگیریم...

منتظر وجود عطر آگین و منور همتون هستیمقلبقلبقلب

در ضمن پیشنهاد و انتقاد پذیر هم هستیم

جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
سوتی کاشیکاری ... نظرات() 

این کاشیکارش احتمالا یه کم کم شنوا بوده....قهقهه

اصل جمله اینه :

هر که خود را بشناسد ، پروردگار خود را شناخته است..پیامبر اکرم(ص)