پیشی!!! + خاطره مرگبار 2

آره...تیتر همینه....

پیشی.....(همونی که میو میو میکنه)نیشخند

فکر کردین تا حالا چرا به گربه به این نازی میگن پیشی؟

میدونین..(اونایی که خیلی با من آشنان میدوننقلب) من تو خونه 3 تا گربه دارم....

خیلی نازن...

دوتاشون خواهر و برادرن که مادرشون ول کرده رفته...یکی هم بی سر پناه بود آوردمش خونه..

خلاصه کنم...ابرو

بر اساس تحقیقی که من کردم(منو چه به تحقیقتعجب)...گربه ها به هر صدایی واکنش نشون میدن...اما به صدای " پیش " بیشتر از همه جواب میدن....

فک میکنم قدیمی ها هم به همین خاطر به این طفلیا ..حرف " ی " نسیت چسبوندن و اسمشون شده پیشی....!!!چشمک

حالا خود دانید....میتونید هنوزم برا صدا کردنشون " میو میو " کنین...نیشخندقهقهه

2- خاطره مرگبار 2    NEW

این خاطره بر میگرده به 12 سا.......؟ سال؟نه....ساعت پیش....

آره....

بازم بازیگران : خودم و ماشینمنیشخندزبان

تعریف خاطره :(موندم از کی تا حالا 12 ساعتم میشه خاطره)تعجب

پس از چند روز که واقعا از دست ماشینم به خاطر سر و صداهای عجیب و غریبش کلافه شدم....ماشینو بردم تعمیرگاهعینک

بنده خدا تعمیر کاره آشنا بود...گفت بشین بریم یه دور بزنیم( میخواست ببینه ماشین رالی چطوریه*)....<به ستاره توجه شود>مشغول تلفن

رفتیم یه چند دور دور خودمون زدیم و اومدیم....سبز

وقتی برگشتیم دیدم بنده خدا ...انگار به یه چیزی مشکوک بود...اومد پایین...کاپوت ماشینو کشید....بعدشم راهشو کشید رفت تو مغازش...سوال

من یه کم اینور و اونور رفتم...بعد رفتم سراغش..گفتم خوب...ماشین رو کی بیام ببرم؟

برگشت و گفت بیا........؟؟؟عصبانی

رفتیم تو کاپوت ماشینو نشون داد و ....واااااااااااااااااااایتعجبتعجبتعجب

جعبه فرمون ماشین من به اندازه یه مو(شایدم باریکتر) فقط به هم وصل بود....تعجبتعجب

میدونین یعنی چی؟ یعنی خاطره مرگبار امشب من جور شدخجالت....یعنی اگه همون تار موهه از هم ول میشد....باید الان اینجا عکس منو با یه روبان سیاه قشنگ کنارش میدیدین....فرشته(شما که از این شانس ها ندارین)

به همین سادگی....به همین خطرناکیتعجبنیشخند

*  (این همون ستاره مهمه) = ماشین من ، ماشین رالی نیست...اما بنده خدا فک کرده بود تو مسابقه اینطوری شده

بالا رفتیم ماست بود...پائین اومدیم دوغ بود....خاطره مرگبار من همین بودنیشخندسبز

اصلاحیه : بنا به در خواست دوستان..مبنی بر اینکه نمدونن جعبه فرمون چیه..باید بگم که جعبه فرمون ..محلیه که فرمون خودرو به لاستیکها متصل و حرکتشون میده(و اگه ببره دیگه ماشین از شما اطاعت نکرده...راه مستقیم خود را خواهد رفت) و البته شاید شخص را نیز با خود به دیار باقی ببرد!!!تعجبتعجبتعجب

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پت

دوازد ه ساعت پیش واستابخونم[تعجب]

پت

یعنی چی؟؟ مگه فرمون اون جلو جعبه داره؟؟؟ خوب حالا بهاندازه مو باشه چه طوفیری داره/ خوب حالا اگه فوت کرده بودی فک کردی دیگه همون عکستم نمشد دید چرا چون تو پس وبلاگتو به کسی ندادی عکستم ندادی:)) من توصیه می کنم از همین حالا یه عکس و با یه روبان واسه خودت بزار این گوشه که بعد ملت به زحمت و هک وبلاگ نیوفتن واسه اطلاع رسانی و گذاشتن عسک

آتریسا

واییی...چقدر رحم کنه خدا به شما... شما چیکار میکنین در برابر انهمه رحمت! البته من از مسایل فنی ماشین که سر در نمی آرم...روبان سیاه و که گفتین...فهمیدم چقدر اوضاع حاد بوده..

پت

نه من واسه خودت گفتم نه من دوست دارم برم زیر بارون

پت

خوب اخه نوشته خودم نیست وقتی مال من نیست نظرم نمیخوام بدین[ناراحت] یه کم قد م زدم واسه پاهات خوبه بابا بزرگ[نیشخند]

ن.ا

سوگند را ساختیم تا سوگند یاد کنیم که عاشق بمانیم .... با سوگند شروع می کنیم ، با امید ادامه می دهیم و آرزوداریم با وصال ختم شود .... سوگند می خوریم به زیبایی عشق پاک که دل از هم نگیریم ، که لحظه ای از یاد یکدیگر غافل نشویم ، که برای هم باشیم و به یاد هم ، که دوست داشتن را از یاد نبرده و با آمدن هر سپیده و شروع هر روز به یاد یکدیگر چشم به جهان بگشاییم .... و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادی با هم باشیم و شریک هم..... مااپیمممممم[گل][گل][گل][دست][دست][دست]

شکیبا

همیچین گفتی تو وبلاگا از من خوندی یه لحظه فکر کردم گلشیفته شدم..[عینک] البته اینو بگم ها قصه ی خاطرات مرگبار شما به گوشه منم خورده بود[نیشخند] جالب بود...اگه توضیح نمی دادی که اونجایی که گفتی کجای ماشینه درک نمی کردم اما آخرش که توضیح دادی یه ذره به مرگبار بودنش پی بردم[نیشخند] خدا رحم کرد...چقدر خاطرات مرگبار داری شما..عجیبه برام هنوز زنده ای....راستی هنوز زنده ای؟[سوال]

مهدي

توام خوشيااااا [خنده] دمت گرم ، نديده عاشقت شدم (الكي ولي تو باور كن) . [گل] مرسي سر زدي . اين آبجيه خاصيتش همينه [قهقهه] .... مهدي .... [گل][گل][گل][گل]

سکوت

اگه صدقه میدین ببینین قرار بوده چه ها بشه که رفع بلا شده و به اندازه ی یه مو فرمون به چرخ ها ارادت داشتن!